تبليغاتX
هرانک
يلدا

بی تجربه  متولد   می شویم

با جرات   زندگی می کنیم

با حیرت   می میریم

تنها  چیزی که  فروغش  به خاموشی نمی گراید

دوستی  های صادقانه  است

یادمان باشد

زندگی آن قدر کوتاه است

که یک دقیقه  باهم اندیشیدن  وبودن  در کنارهم

را باید  جشن گرفت

یلدا  فرصت خوبی است  برای باهم بودن  و از اساطیر  وقصه های

کهن  سرزمین آریایی  گفتن  و شنیدن

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت : هرکدام ازدوستان  اگر حکایت  و قصه  جالبی   را  شب یلدا شنیدند

در  وب شان بیاورند تا استفاده کنیم

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

هرانک  یلدای  خوب وخوشی برای دوستان آرزومند است

 

+ نوشته شده توسط علی رشوند در شنبه سی ام آذر 1387 و ساعت |
                                                    عرفان نظری آهاری

کتابهای نویسنده خانم عرفان نظری آهاری را به دلیل

نگاه عرفانی ویژه اش دوست دارم از آنجا که هرانک در عرصه

فضای مجازی دغدغه ادبیات و معنویت دارد با این نویسنده

بیشتر آشنا شوید

کارنامه پربار  علمی و ادبی  تاثیر گذارش بسیار بسیار ستودنی است

سوابق علمی خانم نظری آهاری

 دیدگاه خانم آهاری درباره هری پاتر

رمانهای مذهبی وخانم آهاری

بامن تماس بگیر خداشعری از عرفان نظری

کتابهای جدید خانم عرفان نظری آهاری

جوانمردی  نام دیگر توست

داستانی زیبا ازخانم عرفان نظری

ادبیات دینی از دیدگاه خانم نظری اهاری

داستان هزاریک بار عشق

داستان فرشته فراموش کرد

+ نوشته شده توسط علی رشوند در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 و ساعت |
صبح روز سه شنبه گذشته پیاده داشتم می رفتم اداره

تو مجتمع مسکونی کنتور سازی دختر کوچولویی جلو

در ورودی آپارتمانی گریه کنان از عابرین می پرسید :

مامانم کجاست ؟

از من هم پرسید :

گفتم دختر خوب گریه نکن مامان رفته نون وایی 

 مسیرم را ادامه دادم

باد سرد وحشتناک سوزناکی می وزید

دخترک همچنان  بی تاب و اشک ریزان گریه می کرد

باخود گفتم :

بروم حداقل همسایه شان را خبرکنم تامبادا سرما بخورد

برگشتم  او همچنان سوالش را برای چند دختر نوجوان کیف به دوش مطرح می کرد

مامانم کجاست ؟

سردی  هوا را اصلا احساس نمی کرد

اما صورت و دستهایش کبود کبود شده بود

زنگ زدم و همسایه شان اومد   تشکر کرد و گفت :

اولین بار که نیست یک پدر ومادر بی خیال داره

نمی گن بچه تو خانه خالی زهره ترک می شه؟!

در مسیر راه به این جمله می اندیشیدم :

چه بسیارند کودکانی که از بی توجهی پدران و مادران  رنج می کشند!

فقط به این دلیل که آنها کمی به خود نمی آیند

تا باورکنند در برابر نازنین فرزندشان مسئولیت دارند

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

منبع :هرانک نوشت

پی نوشت : هرانک  (هرآنک هایی است که می بینم  تجربه می کنم   می نویسم عشق می ورزم و.....)این هرآنکی بود که دیدم و براتون نوشتم

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده توسط علی رشوند در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 و ساعت |
جمعه گذشته دخترم نگین کوچولو را برده بودم

به بوستان  مینودر

طبق عادت همیشگی اش اول رفت سراغ تاب بعد سرسره وآخر سرهم آلا کلنگ

ظهر بود و بوستان از هیاهوی کودکان خالی بود

زن و شوهری با دختر کوچولوی شان به ما ملحق شدند

دختر ک - که سیما صدایش می کردند- به شتاب از نردبان سرسره بالا رفت

در آخر ین  پله نردبان تعادلش به هم خورد و نزدیک بود سقوط کند

بلند و بی تاب وبا  هیجان شیرین کودکانه صدا زد :

یا امام علی 

یا امام  علی 

پدر و مادرش به سرسره نزدیکتر شدند

اما او بی توجه به آنها تقلا کرد و موفق  شد 

برایم  بسیار جالب و تامل برانگیز بود

او دراین سن و سال کم حب علی خواهی اش پر رنگتر از حب پدر و مادرش بود

و جالبتر و تامل برانگیز تر اینکه

درلحظه  بهم  خوردن تعادل  و سقوط  استمداد خواهی اش از امام علی بود

نه از پدر و مادرش

آفرین گفتم  بر روحیه  پاک کودکانه اش

بعداز آن اتفاق  هربار که سیما از نردبان سرسره بالا می رفت

اورا فرشته ای می دیدم  با هاله ای نورانی در پیرامونش

که شعاع آن  فضای سبز بوستان مینودر را عرفانی و مقدس کرده بود

----------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت :  هرانک عید سعید غدیر خم را بر شیعیان  و مسلمانان  تبریک عرض می نماید

----------------------------------------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده توسط علی رشوند در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 و ساعت |
سنون عاشق آورده است

در میان همسایگان ما مردی بود

کنیزکی داشت که بغایت عاشق وی بود

آن کنیزک بیمار شد  و مرد برای او آش پخت

در حین بر هم زدن  آش  کنیزک آه کرد

مرد چندان بی تاب شد  که کفلیز از دستش افتاد

و با دست خود چندان  آش را برهم زد

که گوشت انگشتانش فرو ریخت

کنیزک دستش را دید و گفت :

چرا چنین است ؟!

گفت :

همه بخاطر  آه  تو بود

------------------------------------------------------------------------------

منبع :احیاء العلوم الدین   ربع چهارم   کتاب الفقر و الزهد  ص۲۲۷

------------------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده توسط علی رشوند در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 و ساعت |

داود طایی ظرف آبی داشت

سر پوشیده  و در آفتاب نهاده

که همواره  از آب گرم و ولرم  می خورد و می گفت :

هرکه لذت آب  خنک را بچشد

رفتن از این جهان  بر او گران خواهد آمد

-----------------------------------------------------------------------------

منبع : احیاء العلوم الدین   ربع چهارم  کتاب الفقر و الزهد   ص۲۲۵

-----------------------------------------------------------------------------

پی نوشت : حکایات عرفانی  که در هرانک  آورده می شود  تلاشی است برای نشان

دادن  ویژگی  عرفا  و احوالاتشان   که در معرض نقد شما مخاطبان قرار گیرد

+ نوشته شده توسط علی رشوند در شنبه بیست و سوم آذر 1387 و ساعت |

ابوعلی رودباری نقل می کند :

چندین بار بزرگ شکر خرید و حلوائیان و شیرینی پزان را گفت:

تا دیواری از شکر ساختند کنگره دار

ومحرابهایی درست کردند نهاده بر ستونهای منقوش

همه از جنس بلورین شکر

آن گاه صوفیان را خواند  تا آن دیوار  و محراب را ویران کردند

و شکر ها را خوردند  و بردند

راستی چرا  ابوعلی رودباری دست به چنین کاری زده  است ؟

چه راز شگفتی در این عمل نهفته است ؟!

منتظر نظر عارفانه شما دوستان اندیشمند هستم

----------------------------------------------------

منبع :المحجه البیضاء  ج۳  کتاب آداب الاکل  ص۵۰

+ نوشته شده توسط علی رشوند در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 و ساعت |
ابوعلی رودباری(از عرفا) حکایت می کند

کسی ضیافتی بر پاکرد و درآن هزار چراغ افروخت

کسی به او گفت :

اسراف کردی

پاسخ داد :

 داخل شو  هرکدام را که برای خدا نیفروختم خاموش کن

آن مرد رفت  و هر قدر  کوشید نتوانست  هیچ یک از آنها را خاموش کند

منبع : المحجه البیضاء ج۳ کتاب آداب الاکل ص۴۹

+ نوشته شده توسط علی رشوند در سه شنبه نوزدهم آذر 1387 و ساعت |
 

کعبه

این عید بر عاشقان مبارک باد

دوستان بر سر جای اولم برگشتم من این قالب هرانک را به دلیل

فضای قالبش که رنگ سبز (که از نظر الموتیها نشانه خویشاوندی است)

و سیب قرمزش که نشانه سیب قرمز باغهای الموت است بسیار دوست دارم

خدرا شکر که  رمز وبم را پس دادند و دراین عید بنده هم لبخند بر روح و جوارحم نشست

+ نوشته شده توسط علی رشوند در سه شنبه نوزدهم آذر 1387 و ساعت |