هر واقعیتی را طبیعت و ماوراء طبیعتی است مختص آن
طبیعت گل از آن گلاب سازی است که آن را به چرخشت می اندازد عطرش را می گیرد
و منبع درآمد و گذران زندگیش می کند اما ماوراء طبیعت گل از آن شاعر ظریف اندیش
خیال پروری است که گل را خوب و عمیق و زیبا و معنوی می بیند و می سراید
طبیعت چشمه رکن آباد از آن حاجی قوام الدین شیرازی است که از سر چشمه الله اکبر
تا پنج فرسخ زمینهای همجوارش از آن اوست اما ماوراء طبیعت چشمه رکن آباد
از حافظ لسان غیب شاعر صفتی است که آن را گلگشت مصلی می بیند و که غزلهای
عارفانه و عاشقانه بی نظیرش از آن می شکفد
طبیعت مسجد از آن خادم زحمتکش وفادارش هست و ماوراء طبیعت
مسجد از آن مومن نمازگزاری است که در زیر رواق های سبز پر از معنویت آن
سجده بندگی بجای می آورد طبیعت کتابخانه از آن کتابدار پرتلاش با نظمش هست
که هرروز صدها کتاب را منظم تو قفسه ها می چیند اما ماوراء طبیعت
کتابخانه از آن محقق و خواننده جستجوگری است که تشنه دانستن و شکفتن و آگاهی است
طبیعت امام زاده از آن خادم پیر باوفایش هست که از بین همه مکانها به در آمد مختصر
آن مامن پر از قداست و معنویت دل خوش کرده است و ماوراء طبیعت امام زاده از آن زائر
مشتاق غریبی است که فرسخ ها راه آمده تا نهانی ترین رازهایش را - که همه را نسبت به دانستن
ان بیگانه می داند - تنها با امام معصومش در میان نهد و گره از حاجات خویش وارهاند و
مست از این اتصال معنوی راهی دیار خویش گردد طبیعت شمع از آن جمع ناهشیار ی هست
تا شبی درکنارش خوش ، شاد ، مست و رقصان باشند اما ماوراء طبیعت شمع از آن پروانه ای است
که از طواف بر گرداگردش خسته نمی شود و حتی ناباورانه جان خویش را بر سر شعله های
سوزانش می نهد تا برآن جمع بفهماند زیبایی شمع را، فقط فقط او پیام مرموز شمع را
تنها تنها او ، فهمید و دربرابرش سوزان و بی تاب گردید
طبیعت امام علی (ع) از آن بانوی آب و آینه " فاطمه (س) "است و ماوراء طبیعت علی
از آن میثم تمار این شیعی فداکار که عشق و ایمان را در سیمای علی دید و فدایی نام و راهش شد
طبیعت حضرت محمد(ص) از آن ام مومنین است و ماورا ء طبیعت محمد از آن
سلمان فارسی سرگشته آریایی تبار که حقیقت را در کلبه گلین او یافت و منا اهل بیتی اش گردید
طبیعت وبلاگ از آن برنامه نویس و طراحش هست ماوراء طبیعت وبلاگ از آن نویسنده
خوش ذوق و توانایی ا ست که با مطالب و پستهای بی نظیر خواننده را مشتاقانه به فضای مجازی اش
می کشاند و آنهارا مست و سیراب از نثرهای وزینش می کند
طبیعت هرانک از آن الموتی تبارانی است که در آن آبادی سبزو خوش آب و هوا که بویی
از بهشت خداوندی دارد قرنها و نسل ها زیسته اند .ماوراء طبیعت هرانک از آن نویسنده علی
رشوند است که با قلمش از آن، در فضای مجازی ، یک نگاه مستقل عارفانه وادیبانه ساخته است
وبلاگی که طرفدار معنویت گذشته در دنیای مدرن امروز است
طبیعت کوه سیالان از آن چوپانانی است که تمام سال را بر دامنه هایش ییلاق و قشلاق می کنند
با کوه و سختی ها و خاطراتش روزگار می گذرانند. اما ماوراء طبیعت سیالان از آن کوهنوردی است
که به شوق صعود چشم به فتح قله اش دارد و به آن لحظه استثنایی صعود می اندیشد که تمام
کوه با همه عظمت غرور آفرینش بر زیر پای او بوسه می زند
طبیعت جویبار از آن باغبانی است که درختان باغ را از شراب جاری آن مست می سازد
و ماوراء طبیعت جویبار از آن تماشاگری است که گذر عمر را در روانی و شتابندگی آن می بیند
طبیعت طلا ازآن زنی است که میزان دوست داشتن همسرش را به تعداد آن می بیند و
ماوراء طبیعت طلا از آن نویسنده نکته بینی است که گرانبهایی وقت و زمان را به آن تشبیه می کند "
وقت طلاست "
طبیعت کلیدر از آن خراسان تبارانی است که در آن آبادی قرنها زندگی می کنند و ماوراء طبیعت کلیدر
از آن نویسنده محمود دولت آبادی است که از آن یک شاهکار ادبی ساخته است اثری که تاریخ
فرهنگ و فولکور را به زیبایی در خود جای داده است
------------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------------
بدون شک هر واقعیتی را طبیعت و ماوراء طبیعتی است مختص وبرازنده خودآن ؟!
+ نوشته شده توسط علی رشوند در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 و ساعت
|