شیخ رحمان سر منبر گفته بود:
سگ یدالله توی آبادی هرانک به آرام بودن بی آزار بودن زبانزد است به کسی حمله ور نمی شود
هیچ کس ازسگ کلاچ یدالله نمی ترسد حتی بچه ها دست بر پشتش می کشند بی آنکه پارس کند
بی آنکه به کسی حمله ور شود
اماهمین سگ یدالله تو کوهستان سیالان از پس دهها گرگ بر می اید
سگ کلاچ یدالله گله دوست است و دشمن گرگ جماعت
یدالله تعریف می کرد پائیز سال گذشته یک شب ده تا گرگ را درید و متواری نمود
سوالی که اینجا مطرح است اینکه گرچه سگ کلاچ بی آزار است اما اگر در کوچه و بیابان وقتی به
مصطفی برخورد کند چنان به او حمله ور می شود که گویی یک گرگ را دیده است
یک روز از مصطفی علت را پرسیدم که چرا سگ کلاچ نسبت به تمام اهالی مهربان است
اما با تو نامهربان است ؟
در جواب سوالم گفت :
تقصیر خود من است یک روز زمستان سگ یدالله روی بام طویله اش خوابیده بود
من از ایوان خانه سنگی به طرفش انداختم او را از خواب نازش پراندم بعداز آن روز هروقت
مرا می بیند انگار دشمنش را می بیند
شیخ رحمان در ادامه گفته بود :
اهالی دراینجا حق با سگ است برای دشمنی و دوستی با کسی دلیل و منطق دارد همه اهالی
بغیر مصطفی را دوست دارد چون از مصطفی بدی دیده است با او بدرفتاری می کند شماهم
به تاسی از این حیوان برای دوستیها و دشمنی ها منطق و دلیل داشته باشید
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت :
سگ کلاچ در زبان الموتی سگ گله دوست را گویند سگی که وفاداربه گله است و دشمن گرگ
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
+ نوشته شده توسط علی رشوند در یکشنبه سوم خرداد 1388 و ساعت
|