تبليغاتX
هرانک
 

             

کتاب  " استاد عشق " خاطرات پرفسور حسابی  از جمله  کتابهای پر تیراژ است.  دلیل استقبال  خوانندگان به خاطر جایگاه علمی   پرفسور حسابی  و موفقیتها و خدمات بی نظیری است که برای اعتلای آبادانی ایران زمین انجام داده است .

 وقتی کتاب را تورق می کنی با انسانی مواجه می شوی  که از همه زندگی  جز رنج و مشکلات  بهر ه ای نداشته است  . و از همان اوان کودکی  در کشور بیروت  بی حمایت  پدر کنسولگر خویش  درکنار مادر ی مهربان  و سختکوش هم  نان آور خانه بوده است هم محصلی با استعداد که با هوش سرشارش  اعجاب همگان را بر می انگیخته است .و سرنوشت  اورا از بیروت به اروپا و آمریکا تا شاگردی اینشتن  می کشاند  و بعد بازگشت به ایران  و جهاد علمی  برای ارتقا و توان علمی ایران آن روز که بی شک اگر خدمات علمی پرفسور حسابی  نبود پیشرفت های امروز ایران هم اتفاق نمی افتاد

نام کتاب " استاد عشق " به حقیقت برازنده  زنده یاد پرفسور حسابی است  چراکه عشق به وطن  عشق به آبادانی این مرزوبوم در سراسر کتاب  نمود وافر دارد. به جرات می توانم بگویم موفقیت استاد در ابعاد علمی  فقط با عشق خالصانه   به ایران  به سرانجام  رسیده است ،کارهایی  که غیرممکن بودنش برهمگان  مبرهن است  در اینجا  به یاد جمله  شاندل می افتم آنجا که مینویسد

 وقتی  عشق فرمان می دهد محال سر تسلیم فرود می آورد

خواندن این کتاب را که متد و الگویی  از فردی موفق در سطح  جهانی  است به دوستداران و مخاطبان پیشنهاد می کنم

 

+ نوشته شده توسط علی رشوند در شنبه دهم مرداد 1388 و ساعت |

                                                     نادر ابراهیمی        بر جاده های آبی سرخ 

 داستان بلند "بر جاده های آبی سرخ "حکایت جوانمردی و رشادت  دلاور مرد جنوبی گمنامی است به نام "میر مهنای  دوغابی " هم او که خواب و آرامش را قریب  یک دهه از استمارگران هلندی ، انگلیسی و پرتغالی  و عثمانی  ربودتا برای همیشه خلیج فارس از دستبرد  اشغالگران در امان بماند  نویسنده زنده یاد نادر ابراهیمی  با پانزده سال مطالعه پیرامون زندگی این مبارز جنوبی وطن خواه  به خوبی از عهده  شناسایی  و معرفی  نهضت مقاومت  وطن پرستانه میر مهنای دوغابی  برآمده است من بیشتر آثار زنده یاد ابراهیمی را خوانده ام  شاخصه آثار او حب وطن و وطن خواهی است وقتی با کش و قوس داستان همراه می شوی اش  مبارزه و عشق به وطن در دل شخصیتها و قهرمانان جاری است .

در زمانه ما که دول اروپایی و  کشورهای عربی خلیج نشین به بهانه های واهی خلیج فارس را دریک انحراف آشکار تاریخی  خلیج عربی تعبیر می کنند این کتاب داستان واقعی دلاورمردان شجاع وطن پرستی است  که از تمامی  منفعت ها و  خواسته های  خود گذشتند تا  خلیج فارس برای  ایران و ایرانیان بماند .در صفحات آغازین داستان میر مهنا دریک اقدام انقلابی و نا باورانه  پدرش "میر ناصر دوغابی"را که نوکر عناصر هلندی و انگلیسی را به ضرب گلوله می کشد .او با اتکا بر ایمان مردمی محبوبیتی  کسب کرد که بسیاری از مردمان خطه جنوب  نام فرزندانشان را به نام میر مهنا  نام گذاری می کردند  او از قانون " حمله  مورچگان به ملخ " عبرت گرفته در یورش های بی امان شبانه اش  کشتی های انگلیسی و عثمانی و هلندی را  مورد تهاجم قرار داده که در بیشتر اوقات موفق می شد

ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی رشوند در شنبه بیست و هشتم دی 1387 و ساعت |
 

معرفی کتاب: سیالان
نویسنده: علی رشوند
انتشارات : روزبهان
چاپ اول: بهار ۱۳۸۷
کتاب سیالان را آقای رشوند، خود زحمت کشیده برایم فرستادند. یادداشت کوچکی براین کتاب می نویسم.
آقای علی رشوند در شهر تاریخی الموت به دنیا آمده و دارای کارشناسی ارشد در رشته ی مدیریت صنایع می باشد. از سال ۱۳۸۰ نویسندگی را به طور جدی آغاز کرد و در کتاب هایش به ادبیات بومی و فولکلور منطقه تاریخی الموت پرداخته است. از دیگر کتاب های او« راز آتش فشان» و« چنار خونبار» است.
کتاب سیالان در ۱۲ بخش کوتاه نوشته شده است. البته کتاب جزء ادبیات داستانی نمی باشد و در هر بخش از کتاب، تصویری زیبا از طبیعت داری. در بخش اول در شالیزار سیر می کنی و نویسنده تابلوی زیبایی از شالیزار را توصیف می کند. پشت جلد کتاب می خوانیم: « سیالان یک کتاب تاریخی و ادبی نیست. سیالان یک نگاه است . نگاهی به زادگاهم الموت، آن گونه که به آن عشق می ورزم و با آن زندگی می کنم.»
نویسنده طبیعت را می بیند و تاریخش را لمس می کند و به روی کاغذ می آورد. در جا جای کتاب حس غربت و نیاز به بازگشت دوباره را می بینی. در بخشی از کتاب، نویسنده سیالان را توصیف می کند که قله ای عظیم و سترگ است و در سایر بخش ها نیز به توصیف شالیزار و سمفونی باغ و دریاچه ی اوان و گاه جنبه های تاریخی آن می پردازد.
در بخشی دیگر از کتاب به نام عقاب، واژه ی الموت را معنا می کند،« در لغت نامه ی دهخدا الموت این گونه معنا می شود: آله به معنای عقاب و آموت به معنای آموخت. یعنی عقاب آموخت. در کتب تاریخی نیز ذکر شده که پادشاهی دیلمی در بازگشت از جنگی پیروزمندانه با تورانیان، عقاب دست آموز پادشاه توران را به این منطقه آورد. عقاب بر فراز صخره به چرخش در می آید و پادشاه نیز بر فراز صخره صعود می کند، با شگفتی می بیند که سرزمین دیلم زیر پای اوست، با شور و شوق فراوان فریاد می کشد : آله موت( عقاب آموخت)…»
در جایی دیگر می گوید: هر کودکی حق دارد مادر خود را بهترین مادر دنیا بداند، در این مورد نباید به آن کودک خرده گرفت چه بسا هر مادری در نوع خودش منحصر به فرد است.
الموت نیز مادر منحصر به فرد نویسنده است با تمام خاطراتش و خانه های ساده ی کاه گلی و عقاب هایش که همه و همه خاطره اند. نویسنده با این کتاب به گذشته اش بازمی گردد و طبیعتی که همیشه آموزگارش بوده را پاس می نهد. تلاش آقای رشوند در یاد آوری و احیا خاطرات وطبیعت دیارش قابل تقدیر است

+ نوشته شده توسط علی رشوند در شنبه بیست و یکم دی 1387 و ساعت |
دوست عزیزم جناب رشوند کتاب تازه اش "سیالان " را برایم ارسال کردند . ضمن سپاسگزاری از ایشان احساس خودم را در باره این کتاب بیان می کنم .
سیالان نام کوهی ست در منطقه ی الموت قزوین و نام کتا بی ست در باره ی این خطه که آقای علی رشوند نوشته است .
دوازده گفتار دارد . بهتر ست بگویم دوازده تابلو از این منطقه در مقابل چشمانت قرار می گیرد که هر یک زیبائی خاص خودش را دارد .
تابلوها ابتدا تورا به" شالیزار" می برند . و تو همراه می شوی با رنجی که کودکان و زنان و مردان این مرز و بوم برای بدست آوردن برنج می کشند و ناخود آگاه دست به دعا برمیداری که : خدایا رنجشان را بی پاداش مگذار و به آنها برکت بده .
و از صمیم قلب می خواهی که شالیزارشان در طغیان " شاهرود " نابود نشود .
بعد از " شاهرود " می گذری که همیشه برای مردم این خطه برکت به همراه می آورد و گهگاه هم عصیان می کند و هر چه سر راهش می آید در هم می شکند و نابود می سازد .
خدایا مپسند که رنج مردمان الموت با طغیان شاهرود افزون گردد!
از شاهرود می گذری و بر بلندای" سیالان " می ایستی . چه سترگ است و چه خوب به تصویر کشیده شده .
چه الموتی باشی یا نباشی از این که بر این قله ایستاده ای احساس غرور می کنی
و تحسین می کنی سخت کوشی مردمانش را
و می ستایی پیوند نیکشان را با طبیعت این خطه که به تخریبش نکوشیده اند .
هان ای "عقاب " عشق از اوج قله های مه آلود دوردست
پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من
آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد
این شعر "سایه " بیانگر احساس من است وقتی که "عقاب " را خواندم .
جداشدن نویسنده از موطنش و گرفتار شدن در زندگی شهری و آرزوی دوباره دیدن پرواز عقاب در دامنه سیالان .
اینهاست آنچه که در این تابلو می بینی
و این که عقاب سمبل الموت است تو را هم به تدارک سفری به آنجا می کشاند تا از نزدیک ببینی و حس کنی چرا هر جا سخن از الموت می شود نام عقاب هم برده می شود .
" سمفونی باغ " را که خواندم احساس کردم "چهار فصل " ویوالدی را می شنوم .
البته بهار در سمفونی باغ بیشتر از فصلهای دیگر زمان گرفته است شاید نزدیک شش ماه تا سه ماه
و پاییز و بخصوص زمستان کم رنگ تر به تصویر کشیده شده اند .
گویا نقاش خسته شده است .
در پاییز باغ آسودگی را آغاز می کند پس از دوفصل پر کار و توانفرسا و در زمستان به خواب میرود .
خوابی عمیق که واقعا به آن نیاز مند ست .
در زمستان باغ پیرایه هایش را ازدست میدهد و درختان درآن بدون پوشش ظاهر می شوند .
برهنگی هم زیبائی خودش را دارد و درختان برهنه نهایت این زیبائی را دارند.
وارد " خانه های کاهگلی " می شوی . آرامشی وجودت را می گیرد .احساس می کنی خانه خودت هست و از دیر باز در این خانه ها ساکن بوده ای
حتی اگر عادت کرده باشی به زندگی شهری و خانه های پر زرق و برق آن !
"خانه های کاهگلی " راز های زیادی در دل خود نهفته دارند و علی رشوند تلاش می کند به این رازها دست پیداکند و باز گو کند . "راز آتشفشان "
و داستانهای وبلاگ هرانگ بیان کننده ی این تلاشند . موفق هم بوده است .
مثل این که در همه جا ی این سرزمین دریچه های خانه های کاهگلی به "گندمزار" باز می شوند
"گندمزار" زیاد دیده ام . با آنها بزرگ شده ام . وقتی نسیم بهاری ساقه های تازه به خوشه رفته شان را نوازش می کند خیلی دیدنی هستند .نوید میدهند که سرشار برکتند . اما تابلوئی که رشوند ترسیم کرده است عظمت دیگری به گندمزار داده است .او گندمزار در قطعات کوچک را وصف کرده که با تلاش انسان و "ورزو "هایش شکل گرفته اند . تلاش در شیبهای تند کوهستان که همت والایی می طلبد .به علی رشوند برای نوشتن این قطعه دست مریزاد می گویم .خیلی به دلم نشسته است . اما باید بگویم کار کشاورزان الموتی بسیار عظیم تر ست از نقاشی های باسمه ای "باب راس " .
" آسمان " و " دریاچه ی اوان " هردو آرامش بخش تو هستند وقتی به آنها نگاه می کنی . یکی میل پرواز را در دلت زنده می کند و دیگری وسوسه ات می کند که تنت را به آن بسپاری و خستگی راه آمده به الموت را از وجودت بزدایی . این احساسی ست که با سفر به آنجا به تو دست می دهد .اما کار رشوند میل دوباره دیدن آنجا را در تو زنده می کند .
"برویرانه قلعه ی الموت " و " بر خرابه های قلعه ی لمسر " تابلوهای عظیمی هستند که بخوبی بیان می کنند آنچه را در آنجا گذشته است .شعر هایی هستند نغز و میل دوباره و چند باره خواندن را در تو پدید می آورند . اوج کار رشوند هستند در این کتاب .
و "حکایت پدر " چون قصه عشق ست که از هر زبان که می شنوی نامکرر ست .
خدا رحمت کند پدرانی را که فرزندانشان به هر نوع به این آب و خاک خدمت می کنند .
علی جان ! قلمت توانا تر باد .

                                               منبع یادداشت وبلاگ مطربانه

+ نوشته شده توسط علی رشوند در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 و ساعت |
يادداشتي درباره كتاب «سيالان» نوشته علي رشوند
جابر تواضعي

در فهرست نويسي فيپاي كتاب، 2 موضوع براي «سيالان» آمده؛ اولي داستان و دومي سير و سياحت. ولي كتاب نه يك اثر داستاني است و نه منحصرا كاري درباره سير و سياحت. خود نويسنده هم در مقدمه گفته كتابش يك اثر ادبي يا تاريخي نيست و فقط نگاهي است به زادگاهش الموت. او تلاش كرده زادگاهش را از نظر تاثيري كه بر او و آدم هاي ديگر سرزمينش گذاشته توصيف كند. ضمن اين كه نقل قولي هم آورده از پروفسوري به نام دنوشر كه:« هر كودكي حق دارد مادرش را بهترين مادر دنيا بداند و كسي نبايد بر او خرده بگيرد. با همين منطق، كسي نبايد احساسات يك شاعر و نويسنده را در مورد وطنش اغراق آميز تلقي كند. چون انسان فطرتا دوست دارد از مادرش تعريف كند.»
يادداشت هاي علي رشوند نويسنده كتاب با سرفصل هاي مختلفي درباره الموت، چيزي است حد فاصل يك قطعه ادبي و خاطرات نوستالوژيك و اين وسط كمي اطلاعات هم به بيننده منتقل مي شود.
اگر داستان نويسي مثل يوسف عليخاني در داستان هاش الموتي را تصوير مي كند كه به قول خودش مي شود گفت ديگر نيست و رفتن آدم هایش دستش را برای اين كار باز گذاشته، با اين حال هنوز مي شود چيزهايي رئاليستي از مردم شناسي آن منطقه را درش پيدا كرد و كسي كه به قصد خواندن داستان هم سراغ كتاب مي رود، به طور نسبي با آداب و رسوم و فرهنگ منطقه هم آشنا مي شود.
ولي خواننده «سيالان» بايد براي دست پيداكردن به همين اطلاعات كم درباره منطقه، لايه ضخيمي از اين متن داستاني و قطعه ادبي را كنار بزند. متني كه مي تواند با نگاهي رومانتيك درباره هر مكان ديگري هم نوشته شود و طبق گفته پروفسور دنوشر شرط لازم و كافي تعلق خاطر به وطن/ مادرش است و كسي هم حق ندارد به او خرده بگيرد.
با همه اين ها تعلق خاطر علي رشوند به زادگاهش قابل تامل است. فكرش را بكنيد اگر همه ما بدون تعصب نسبت به زادگاه و محل زندگي خودمان چنين نگاهي داشته باشيم، چه اتفاقات خوبي در مردم شناسي و حفظ آداب و رسوم آن منطقه مي افتد و همين، چقدر راه را براي پيشرفتش در آينده هموار مي كند
+ نوشته شده توسط علی رشوند در شنبه بیست و هفتم مهر 1387 و ساعت |

 

 

"گویی خدا این کوه عظیم (سیالان) را آفریده است تا هر روز صبح سپیده دمان ، هر الموتی تبار از پنجره چوبی خانه کاه گلی اش نگاهی به آن ستیغ بیاندازد تا باهر نگاهش درس صعود کردن ، به اوج رسیدن را در ضمیر پاک خویش ثبت نماید ." علی رشوند

کتاب سیالان نوشته ی هم گهوار ه ای ام علی (ضیاء) رشوند پس از مدتهای طولانی انتظار ، چاپ گردید و اکنون در دسترس علاقه مندان می باشد . کتاب در 94 صفحه و مشتمل بر 13 فصل توسط انتشارات روزبهان منتشر گردیده است و به قیمت 1500 تومان

پیش از نقد کتاب خاطره ای را نقل می کنم که چندان بی مناسبت با مقاله حاضر نیست چند سال پیش که در شهر کورتلند ، شهری دانشگاهی در شمال ایالت نیویورک ،اقامت داشتم نماز جمعه را به اتفاق چندین نفر دیگر ، که یکی از آنها برادر مرصاد اهل بوسنی بود ،در مسجدی که دانشگاه کورتلند در اختیار ما گذارده بود و عبارت ازیک اطاق بزرگ و سرویس بهداشتی اختصاصی بود ،برگزار می کردیم .یهودیها روزهای شنبه و مسیحیان روزهای یکشنبه از قسمتهای دیگر ساختمان برای عبادت استفاده می کردند .عادتا قبل و بعداز نماز ، نمازگزاران باهم از هردری گفتگو می کردیم و چون همگی غریب و از کشورهای مختلفو فرهنگهای گوناگون بودیم ، برادری و همفکری برپایه وجه اشتراک دینی مان کاملا احساس می شد.

بقیه مقاله را در ادامه مطلب بخونید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی رشوند در چهارشنبه سوم مهر 1387 و ساعت |
سیالان چیست ؟روستایی در آشیانه عقاب است ؟ آیا سیالان نام کتابی است؟سیالان جمع سیال است ؟یا قلم سیالی است که ذهن را به دنبال خود به آن جایی می برد که می خواهد . با سیالان می توان سیال بود  سیالان برای من سیاحتی ذهنی است که من و تو را از قلعه نشسته بر قله کوهی بلندبه دل تاریخ می برد. بر قله می توان نشست و زیر دست را تا دور دست نظاره کرد

                                                        سیالان ازنگاه وب قلم

                                                         سیالان

+ نوشته شده توسط علی رشوند در دوشنبه یکم مهر 1387 و ساعت |

سيالان

سیالان» بيان يك اندوه تاريخي است؛

يك غم غربت كه علي رشوند نويسنده آن از زادگاه خود الموت سر مي‌دهد.

اين كتاب، با وجود اينكه به شهر الموت مي‌پردازد اما در زمره كتب تاريخي و ادبي نمي‌گنجد.
علي رشوند در آغاز كتاب و در بخش «با مخاطب‌هاي آشنا» آورده است: سيالان يك پنجره است؛ پنجره‌اي رو به سوي زيبايي‌هاي موجود در پيرامون‌مان. سيالان دعوتي است براي خوب ديدن و خوب درس گرفتن از طبيعتي كه ما را در برگرفته است
 
                                                     ادامه مطلب در
 
                                                  انتشارات پرتو خورشيد 
                                                              و
                                                      خبرگذاري فارس
                                                               و
                                                         درباره سيالان
                                                              و
                                                     
                                                             و
                                                        روزنامه ايران
 
                                                     خبرگزاري جمهوري اسلامي
+ نوشته شده توسط علی رشوند در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 و ساعت |