تبليغاتX
هرانک

فرصت استثنايي براي داستان نويسان ايراني: نويسندگان داستان كوتاه ايراني، اگر مايليد آثارتان در يك آنتولوژي انگليسي منتشر شود، اين متن را بخوانيد.

انتشارات لايون لونژ، مؤسسه انتشاراتي انگليسي مستقلي است كه به نشر آثار خلاقه (داستان كوتاه، مقاله، شعر) مي پردازد. اين انتشارات قصد دارد در سال ۲۰۱۰ آنتولوژي دوم خود را كه اختصاص به داستان هاي كوتاه جهان دارد، منتشر كند. آنتولوژي اول در سال ۲۰۰۹ منتشر شد و به آثارخلاقه نويسندگان اروپايي اختصاص داشت. از برخي از نويسندگاني كه آثارشان در اين مجموعه منتشر شده بود، قبلاً اثري منتشر نشده بود و نشر اثرشان در اين آنتولوژي فرصتي به آن ها داده است تا آثار ديگر خود را به ناشران معرفي كنند.
اين انتشارات حق التاليفي براي آثار منتشر شده در نظر نگرفته است، اما همين انتشار داستان هاي كوتاه ايراني در كنار نويسندگان جهاني فرصتي ايجاد مي كند تا ادبيات معاصر ايران به خوانندگان غربي معرفي شود. البته حق نشر آثار همچنان متعلق به نويسندگان مي ماند و در صورت تمايل مي توانند اثر خود را در مجموعه هاي ديگر منتشر كنند.

آخرين مهلت ارسال آثار براي ناشر، ۳۱ دسامبر سال ۲۰۰۹ است. سپس آثار مورد داوري قرار مي گيرد و با نويسندگان آثار راه يافته به مرحله نهايي براي عقد قرارداد تماس گرفته مي شود. براي اطلاعات بيشتر به بخش ارسال آثار اين ناشر مراجعه بفرماييد يا آثار خود را به نشاني ايميل ناشر (submissions@thelionlounge.com) بفرستيد. فقط توجه بفرماييد كه براي ارسال آثار براي ناشر، بايد حتماً اول آن ها را به انگليسي ترجمه كنيد. چون دبيران تحريريه امكان خواندن آثار شما را به فارسي ندارند. البته در صورت پذيرش اثر شما، كار شما قبل از انتشار حتما ويرايش خواهد شد.
شرايط پذيرش:
- نثر: حداكثر ۳ داستان كوتاه، هركدام بيشتر از ۲۵۰۰ واژه نباشد.
- شعر: حداكثر ۵ شعر، جمعاً بيشتر از ۵ صفحه نباشد.
- آثار بايد به زبان انگليسي ترجمه و بعد ارسال شوند.
- مهلت ارسال ۳۱ دسامبر ۲۰۰۹

                                                     اینجا کلیک کنید

 

+ نوشته شده توسط علی رشوند در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 و ساعت |

تلفظ درست  آن نارنده به انگلیسی  "narandeh" است

روستایی با شش  هزار سال قدمت ، آب و هوایی  کوهستانی  با تابستانهای  معتدل و خنک که در 40 کیلومتری  شمال غربی شهر قزوین  و در بخش کوهین  واقع شده است .این روستا که از مناظر خاص طبیعی برخوردار است  دارای چشم اندازهای زیباست  قلعه مخروبه  اسماعیلیان  واقع در دامنه کوه  دو خاله  و آثار به جامانده  از گذشته  مانند : سفال های منقوش   دوران سنگ  و مفرغ  و پیکره های سنگی  دوران پیش از تاریخ  حکایت از قدمت  این منطقه کوهستانی دارد

دربلندای  دیواره سنگی  کوه دوخاله  از دوران باستان  حفره ای مکعبی  حفاری شده است  که حکم  ساعت آفتابی  را داشته آفتابی را داشته که هنوز  هم مورد استفاده اهالی  قرار می گیرد  و مکانی مناسب  برای ورزشکاران  سنگ نورد می باشد . از دیگر جاذبه های این روستا  درخت چنار کهنسال  با قدمتی بیش از هزارسال  و دو امامزاده  که از اماکن متبرکه این منطقه است  و در فاصله ای نه چندان دور  چشمه آبگرم یله گنبد در جوار  روستای زیتک و خرکان  و در کنار کوههای مرتفع و سر سبز در تمام فصول گردشگران را از  اقصی  نقاط کشور  به سوی  خود جذب می نماید همه و همه زیبایی های این سرزمین را  دوچندان نموده است

با توجه به موقعیت  جغرافیایی  اهالی روستای نارنده  به دوگویش  ترکی و کردی تکلم می کنند

این روستا  از تولید کنندگان منحصردبفرد سماق  کشور است که برآوردها نشان می دهد  این روستا 100درصد سماق  استان قزوین  و 30درصد سماق کشور را تولید می کند که بنابه نظر کارشناسان و خبرگان  از مرغوبترین  سماق تولید کشور است که قابلیت صادراتی دارد

+ نوشته شده توسط علی رشوند در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 و ساعت |

 

 چشمه های خروشان تو را می شناسند
موجهای پریشان تو را می شناسند
پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی
ریگهای بیابان تو را می شناسند
نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران تو را می شناسند
از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی
ای که امواج طوفان تو را می شناسند
اینک ای خوب فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان تو را می شناسند
کاش من هم عبور تو را دیده بودم
کوچه های خراسان تو را می شناسند


زندگینامه امام رضا"ع"

زندگینامه امام رضا (ع)

ویژه نامه شهادت

درباره امام رضا (ع)

اشعار درباره امام رضا (ع)

اشعار درباره  اما م  رضا (ع)

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت :

 ۱-پیشاپیش  شهادت  امام رضا (ع) را بر شیعیان و دوستدارانش تسلیت  عرض می کنم

۲- اشعار از زنده یاد قیصر امین پور

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده توسط علی رشوند در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 و ساعت |
پنج شنبه گذشته سعادتی شد

رفتم  هرانک و یک شب مهمان مادرم  (ننه مهلقاء)بودم

مادری که با هفت دهه عمری که از خدا گرفته است

به الموت و فضا و آدمهایش عشق می ورزد 

 دروبلاگ  هرانک بسیار از او نوشته ام 

 در آن شب به یاد ماندنی  ضبط وصوتم را روشن کردم

ومصاحبه ای با این عارفه ساکن هرانک انجام دادم

 او خیلی از قله های معنویت و معرفت را فتح کرده 

 و دریک آرامش خوب مذهبی زندگی می کند

 بسیاری از مفاهیمی را که دغدغه خودم و دوستان اندیشمندم هست

از او پرسیدم  و او  با حوصله جواب تمام سوالهایم را  داد

عشق  زندگی  صبر  توکل  انسان  بهشت  دوست داشتن

این روزها با رعایت امانتداری در حال استخراج مصاحبه و ویرایش آن هستم

به زودی  مصاحبه ننه مهلقاء  درهرانک منتشر می شود

+ نوشته شده توسط علی رشوند در دوشنبه دوم دی 1387 و ساعت |
                                                    عرفان نظری آهاری

کتابهای نویسنده خانم عرفان نظری آهاری را به دلیل

نگاه عرفانی ویژه اش دوست دارم از آنجا که هرانک در عرصه

فضای مجازی دغدغه ادبیات و معنویت دارد با این نویسنده

بیشتر آشنا شوید

کارنامه پربار  علمی و ادبی  تاثیر گذارش بسیار بسیار ستودنی است

سوابق علمی خانم نظری آهاری

 دیدگاه خانم آهاری درباره هری پاتر

رمانهای مذهبی وخانم آهاری

بامن تماس بگیر خداشعری از عرفان نظری

کتابهای جدید خانم عرفان نظری آهاری

جوانمردی  نام دیگر توست

داستانی زیبا ازخانم عرفان نظری

ادبیات دینی از دیدگاه خانم نظری اهاری

داستان هزاریک بار عشق

داستان فرشته فراموش کرد

+ نوشته شده توسط علی رشوند در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 و ساعت |
مادام اسپینا !

بیدار شو دگر  وقت خواب نیست  

خوب من  می خواهم برایت از باغ های سیب الموت بگویم

اووو... چه باغ های پر محصول خاضع مهربانی !

چه در ختانی ؟!

درختانی سرشار از سیب های قرمز درشت  و ریز

درختانی که از سنگینی  باری که بردوش می کشند

همواره  درحال رکوع خاضعانه دربرابر باغبان خویش و رهگذران هستند

بانوی مشرقی من  بیدار شو

دگر وقت  خوابهای خوش نیست

وقت گفتن از عطر سیبهای قرمز باغهای الموت است

درختانی مملو از عطر معطر سیب و طعم خوش سیب

بگذار دراین دوردست واقعیتی را بگویم

باور کن  بانوی من

وقتی وارد باغمان  شدم  تورا داخل باغ دیدم

نیم رخ ایستاده بودی و بادست راستت  سیب قرمزدرشتی را  چیدی

ومهربانانه به سویم پرتاپ کردی

- بگیر این بی نظیرترین هدیه ای است که تقدیمت می کنم

- مواظب باش  سیب قرمز زمین نیافتد

ومن پرش کنان سیب قرمز را تو دستانم جا دادم

وتو خندیدی

چه خوب و زیبا خندیدی وگفتی :

- ببویش  بخورش که تداعی خوب و تمام عیار من است

سیب را بوئیدم و گاز زدم شتابان به سویت دویدم

باغ بود  درختان سیب بود  عطر سیب بود  طعم سیب بود

نسیم نوازش گر کوهستانهای البرز بود 

رقص موزون درخت بید مجنون بود  و نگاه مشتاقانه من

اما جای تو خالی بود

اما جای تو بسیار بسیار خالی بود

می دانی چه می گویم ؟

می دانی ازچه حرف می زنم ؟

سیب قرمز گرچه تداعی توست

توخودت چیز دیگری هستی

سیب قرمز دیگری هستی

باورکن بانوی من

بیدارشو دگر وقت  خواب نیست

+ نوشته شده توسط علی رشوند در جمعه سوم آبان 1387 و ساعت |