
پیشترها کتابفروشی اقمشه را می شناسم
آن وقتها که دانش آموز دبیرستان پاسداران بودم و هر روز دوبار از جلوی کتابفروشی رد می شدم
مرکز شهر قزوین، بقول دیروزی ها" سبزه میدان" است . بقول امروزی ها" میدان آزادی "جایی
که کتابفروشی اقمشه نیم قرن، از سال 1338 در حوزه جغرافیای شهر قزوین نامی آشنا و دیرینه است
صاحب کتابفروشی کسی نیست جز آقای تقی اقمشه معروف به آقا کاظم
سالها گذشت تا رسید به سال 1380 و مجموعه داستانهای کوتاه بنده بنام" راز آتشفشان "چاپ
شد .و بیشترین فروش را از بین کتابفروش های شهر داشت .و بعدسال 1385کتاب چنار خونبار و
حالا سیالان بر ویترین مغازه اش
می پرسم اقمشه یعنی چه ؟
جواب می دهد :
اقمشه بر وزن "البسه" یعنی جامه های پشمینه و رخت ها و متاع ها به عبارتی پارچه ها و جامه ها
از هر قبیل (بر طبق جامع التواریخ رشیدی و دهخدا )
ادامه میدهد :
پدرم قناد بود .رئیس صنف شیرینی فروشان شهر قزوین . من و برادرم بر خلاف او کار شیرینی فروشی را
دوست نداشتیم . تو حجره کار می کردیم، کتاب دستمان بود. حریص خواندن بودیم . یادم می آید،آن
روزها از آقای قائمی، نماینده روزنامه اطلاعات در قزوین کتاب کرایه می کردیم و می خواندیم. این علاقه
آن قدر زیاد بود که از خانواده ما دونفر کتابفروش شدند و اشاره می کندبه( " خانه کتاب" خیابان خیام
بغل مسجد مهدیه ) که از آن اسماعیل آقاست و از سال 1340همان جا، پاتوق کتابخوانهای قزوین بوده وهست .
ازش می پرسم وضعیت کتابخوانی الان چگونه است ؟
می گوید :
بدک نیست. اما سالهای دولت اصلاحات را، بهترین دولت به لحاظ کتابخوانی و کتاب فروشی می
داند . به تقدیر نامه روی میز کارش اشاره می کند که از وزیر فرهنگ وقت آقای دکتر مهاجرانی بخاطر
تلاش نیم قرنش در حوزه فرهنگ دریافت نموده است . تقدیر نامه را می خوانم و ازش عکس می گیرم
از کتابفروشی اقمشه ،که بیرون می زنم. انبوه جمعیت پیاده روی روبرویش را می بینم که سالها از کنار
آن گذشته اند، بی آنکه از کتابفروشی قدیمی شهر، کتابی خریده باشند. اما دستهایشان پراست از
نایلونهای البسه و میوه جات .
با خود می گویم کاش کتاب در سبد خرید خانواده های ایرانی به عنوان یک کالا جا می گرفت
.همانطور که خرید اقلا م روزمره یادمان نمی رود چه خوب بود خرید کتاب هم از یادمان نمی رفت .
به امید روزی که کتاب و کتابخوانی جایگاه واقعی خودش را بیابد

تصویر آقای اقمشه و کتابهایش

تصویر کتابخانه اقمشه از روبرو

دریافت لوح تقدیر کتابفروشی اقمشه از دکتر مهاجرانی
----------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت :
تصاویر دوستان وبلاگ نویس قزوینی از الموت را هم حتما ببینید
----------------------------------------------------------------------------------------------------
+ نوشته شده توسط علی رشوند در شنبه یازدهم مهر 1388 و ساعت
|