تبليغاتX
هرانک - استاد بهمن عبداللهی در هرانک
 

هرانک این بار برای مصاحبه سراغ آقای بهمن عبداللهی مدیر وبلاگ تخصصی

سینما  بنام  وبلاگ دونده  رفته است

استاد عبداللهی  کار نامه کاری فرهنگی اش  آن قدر پر بار است

که نیاز به تو ضیح ندارد  آشنایی من با  دونده  مصاحبه ای بود که

هفته نامه تابان در ستون وبلاگهای شهر  با ایشان انجام داده بود

آدرسش را یا دداشت کردم وکامنتی برای استاد عبداللهی گذاشتم

که همشهری هستم  و  نویسنده هرانک بعدش بزرگواری کردند

هرانک را در دونده  لینک  کردند  من دونده را  پست به پست می خونم

آنچه که استاد عبداللهی  در دونده  به دنبال آن است  قلم و تحلیل  حرفه ای

آن است که نشان از  علاقه  و دامنه مطالعات  وسیع ایشان دارد

مصاحبه زیر   را که با استاد عبداللهی انجام شده است حتما بخونید

سوال اول : از خودتان خانواده تحصیلات شغلتان برایمان بنویسید

# متولد خيابان بلاغي ام اما در خيابان آبشار (محله هادي آباد) بزرگ شدم.فرزند آخر خانواده بودم 3 برادر بوديم و هر كدام به سمتي رفتيم.در خانواده ما پدرم بدون آنكه مفهوم آزادي آرا و دمكراسي را بداند ما را آزاد گذاشته بود تا راهمان را انتخاب كنيم.اصراري هم به نظراتش نداشت.پس من به سمت هنر و ادبيات كشيده شدم.از كودكي عاشق سينما بودم و از سال 58 درست وقتي 8 سالم بود با بچه هاي محل سينما مي رفتيم ،همين سينما ملت كه آنوقت ها اسمش مهتاب بود.گوزنها از جمله فيلم هايي بود كه روي پرده همين سينما ديدم.از صبح  زود ساعت 7 مي رفتيم صف مي ايستاديم و ساعت 8 مي رفتيم تو تا دو سه بار نمي ديديم بيرون نمي آمديم.بعضي از بچه هاي محل تا غروب همانجا مي ماندند.از شماره 5 مجله فيلم خواننده اش بودم.از 14 سالگي در گروه تئاتر هلال احمر بازيگري مي كردم.سينماي جوان هم مي رفتم و سال 65 فيلمسازي و عكاسي را آموختم.در رشته معماري و گرافيك درس خواندم و اصرار داشتم سينما را در دانشگاه ادامه بدهم كه نشد.در رشته تئاتر دانشگاه ازاد قبول شدم اما ادامه ندادم.به هفته نامه ولايت مطلب نقد و طنز مي فرستادم.يك روز از طرف دوستي به هفته نامه مينودر دعوت شدم و شروع به كار خبرنگاري كردم.بعد با دوست عزيزم مسعود فرجي به تهران رفتيم و در مركز گسترش آموزش رسانه ها روزنامه نگاري ياد گرفتيم.مدتي هم در نشريه تاك و نمايندگي همشري در قزوين كار كردم.كار در قزوين جاي رشد زيادي برايم نداشت.آنروزها در نمايشي بازي مي كردم كه دچار مشكلاتي شد و ترجيح دادم كارم را در تهران دنبال كنم كه البته تقدير اين بود كه روزنامه نگاري را دنبال كنم.سال 75 به تهران آمدم و در مجله گزارش فيلم كارم را شروع كردم.چند ماه بعد به روزنامه "ايران" آمدم و تا بحال در سرويس فرهنگي ايران مشغول به كار هستم.حوزه تخصصي ام سينماي ايران است و گاهي هم به فراخور سفارشي كه مي آيد در حوزه هاي ديگري مثل تلويزيون و كتاب و ...مي نويسم.

سوال دوم : چند وقت است که وبلاگ نویسی می کنید

# از 29 فروردين 86 همزمان با روز تولدم وبلاگ دونده را راه اندازي كردم.اين وبلاگ تخصصي سينماي ايران است اما درباره تلويزيون هم مطالبي مي نويسم.

سوال سوم : هدفی که از وبلاگ دونده دنبال می کنید چیست؟ اصلا چرا دوندة؟

# راستش مدتها بود به فكر راه انداختن يك سايت سينمايي بودم.اما به اين نتيجه رسيدم وبلاگ فراگيري بيشتري مي تواند داشته باشد و در عين حال تمريني براي باز كردن سايت هم مي تواند باشد.فكر مي كنم ما در جهان هزاره سوم ناچار از جهاني شدن هستيم و فضاي سايبر مي تواند اين امكان را به ما بدهد.نام دونده را هم به دليل تاثيري كه فيلم "دونده"ساخته امير نادري در دوران نوجواني  رويم گذاشته بود انتخاب كردم.ضمن انكه معتقدم زندگي فرصتي براي حركت كردن و البته دويدن باشد.

سوال چهارم : از سرگرمی ها و علاقه مندیهایتان برایمان بنویسید

# بزرگترين سرگرمي من در تمام دوران زندگي ام "آموختن" بوده،هميشه سعي كرده ام چيزهاي تازه اي بياموزم.از آشپزي گرفته تا كار فني،نوشتن تا فتو شاپ.دوره هاي فيلمسازي، عكاسي،داستان نويسي،بازيگري سينما،روزنامه نگاري،كامپيوتر،سوار كاري،يوگا،شمشير بازي و... را گذرانده ام.عاشق سينما هستم و هر شب يا يك شب در ميان يك فيلم مي بينم كه عمدتا فيلم هاي تاريخ سينما يا آثار روز سينماي جهان هستند.پاي ثابت جشنواره فيلم فجرم و كارهاي ايراني راآنجا مي بينم. وبگردي و وبلاگ ها هم از سرگرمي كه نه،اما از برنامه هاي روزانه ام است.

سوال پنجم :چه اوقاتی از شبانه روز وبلاگ نویسی می کنید؟

#‌ معمولا در خلال كارهاي روزانه ام.گاهي هم شب ها در منزل. 

سوال ششم : بهترین کامنتی که داشتید

# همه نظراتي كه از دوستان و همشهريان قزويني به دستم مي رسند.

سوال هفتم : وبلاگ هرانک را چگونه ارزیابی می کنید

فكر مي كنم از حد و اندازه يك وبلاگ فراتر رفته و وقت آنست كه به سايت تبديل شود. #

سوال هشتم : از میزان بازدید کنندگان وبلاگتان راضی هستید؟

#‌ نمي دانم متوسط بازديد از يك وبلاگ چقدر بايد باشد كه بتوانيم بگوئيم تاثير گذار بوده اما در هر حال طبق اطلاعات كنتور وبلاگ به طور متوسط روزي 182 بازديد كننده داشته ام.حداقل 52 و حداكثر 3093 نفر در اين 8 ماه مراجعه كننده داشته ام.

سوال نهم : بزرگترین نقاط قوت وبلاگ شما در چیست؟

# اين را بايد مراجعين بگويند.اما به نظر خودم تخصصي بودن و عدم پراكنده گويي باعث مي شود كه مخاطبان دقيقا بدانند چه نوع مطالبي در اينجا مي توان ديد.

سوال دهم : اگر روزی وبلاگ شما بنا به عللی فیلتر شود عکس العمل شما چه خواهد بود؟

# واقعا فكر نكرده ام شايد با مدير سايت تماس بگيرم.شايد يك وبلاگ جديد راه بيندازم شايد هم يك سايت طراحي كنم.ممكن هم هست خوشحال شوم و كمي استراحت به خودم بدهم.نمي دانم بستگي به حس و حالم در آن مقطع دارد. 

سوال یازدهم : احساس تان در مورد واژه های عشق و دوست داشتن زندگی چيست؟

# به قول شريعتي زندگي يعني نان ،آزادي،ايمان،عشق و دوست داشتن.پس دوست داشتن يكي از اركان اصلي زندگي ما خواهد بود و البته عشق كه الهي تر و والاتر است.درباره عشق تحقيقات مفصلي داشتم ودر نهايت به اين نتيجه رسيدم كه والاترين عشق  ،عشق مادر به فرزند است.عشقي كه قطعا آسماني است.

سوال دوازدهم : از کدام نوع سبک شعری بیشتر لذت می برید

# شعر نو وهايكوهاي ژاپني.عاشق سهراب و فريون مشيري و البته سعدي ام.

سوال سیزدهم : شخصیت محبوب شما کیست چرا وبه چه دلیل؟

# مادرم.چون از او راه رفتن،دويدن،ايستادگي ،صبر و گذشت را آموختم.

سوال چهاردهم :از کتاب در حال چاپ و کتابهای آینده تان برایمان بگوئيد.

# در حال كار روي كتابي هستم كه به مناسبت 110 سالگي سينماي ايران(سال89)منتشر خواهد شد.مجموعه منحصر به فردي كه با همكاري 110 منتقد و نويسنده سينمايي آماده مي شود.

سوال پانزدهم : شرایط دنیای امروز را چگونه ارزیابی می کنید...

سوال شانزدهم : آخرین کتابی که خوندید و مختصری از کتاب بگین

# "من قاتل پسرتان هستم" كه مجموعه داستاني نوشته احمد دهقان كه فيلم "پاداش سكوت" از روي آن ساخته شد.داستاني تلخ و ضد جنگ كه در فيلم مازيار ميري به اصطلاح  درنيامده بود.

سوال هفدهم : مهمترین انتقادی که خودتان از خودتان می کنید.

# زود باوري و اعتماد به آدمهايي كه نبايد به آنها اعتماد كرد.

سوال هیجدهم : نویسنده و شاعر محبوب شما کیست؟

# شاعر را كه قبلا گفتم اما نويسنده مورد علاقه ايراني ام هوشنگ مرادي كرماني واز خارجي ها ويكتور هوگو و در عين حال شكسپير.

سوال نوزدهم:جمله یا شعری که همیشه ورد زبانتان است.

# تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است/ باش فردا كه دلت با دگران است.

سوال بیستم: فضای وبلاگها چگونه ارزیابی می کنید.

# نياز به بحث كاملي در اين باره هست اما همينقدر بگويم كه براي برخي حكم يك رسانه را دارد،براي برخي ديگر مثل دفتر خاطرات است،عده اي هم به عنوان دفتر مشق درآن تمرين نوشتن مي كنند.گروهي نيز به عنوان وسيله ارتباط با ديگران به آن نگاه مي كنند.بعضي ها هم...

ممنون از اینکه در مصاحبه هرانک شرکت کردید

ارادتمند علی رشوند ۲/۱۰/۸۶

                                      بهمن عبداللهی برگزیده جشنواره کتاب و رسانه

                                

+ نوشته شده توسط علی رشوند در یکشنبه دوم دی 1386 و ساعت |