مثل ماه شب چهارده   

برای من  نوشتن از نویسنده  هوشنگ مرادی کرمانی  با توجه به شیرینی  بیان ، زبان و قلم توانایش   بسیار هیجان انگیز است . چرا که ، او نویسنده ای است  توانمند،  که غالب  کتابهای داستانیش   به زبانهای  خارجی  ترجمه گردیده و در معرفی ادبیات ایران  نقش به سزائی  داشته و دارد. گرچه  مخاطبان داخلی  اورا  بیشتر به خاطر قصه های مجیدش - که  انصافا  شاهکار است-  می شناسند ، اما  سایر  آثارداستانی  او در خور  تامل ، توجه  و تعمق است.  داستان بلند" مثل ماه شب چهارده " نیز   از این مقوله است.  روی جلد کتاب  عکس  ساختمان آجری  رنگ  خاکستری ،چند کودک را   در حال  نقاشی از قرص  کامل ماه  را نشان  می دهد .استعاره " مثل ماه شب چهارده "  عینیت و مصداق  زیبایی تمام عیار کسی است، که واجد آن است . دنوشرشرق  شناس  در سیب نامه هایش می نویسد ::"مادام اسپینا،  بدون شک  تو ماه شب چهارده  من   هستی.  کسی که  هم واجد زیبایی  ظاهر و باطن است

کتاب  " مثل ماه شب چهارده من "  ماجرای معلم  کاریکا توری است  که  فصل  تابستان در فرهنگسرای  محله  قدیمی یک شهر   حضور بهم رسانیده  و قصد دارد ،تکنیک کاریکاتور را به دانش آموزان  یاد بدهد . او ابتدا به دانش آموزان پیشنهاد می کند، سوژه هایشان را از مردان و زنان پیر محله  انتخاب کنند برای اینکار هم  دلیل می آورد:

( اول باید از پیرها  شروع کنید ، چون  پیرها  کاریکاتور  جوانی شان هستند . پیرزن ها و پیر مردها  هی دماغشان ، بزرگ و بزرگتر می شود،  می افتد،   روی لب  بالا ، نوکش تیز می شود خم  می شود،  عین  نوک  عقاب  یا نوک  جغد ، ص7)

دانش آموزان برای یافتن سوژه  سراغ مردان و زنان  پیر  محله  می روند  خیره شدن  مداوم به خطوط چهره    پیران با عتراض آنها  مواجه می شوند  مردان و زنان پیر وقتی  تصویر کاریکاتوری خویش را می بینند ان را اهانت  تلقی کرده  و به فرهنگسرا ،خانه  قدیمی خلیل زاده  ،هجوم آورده و معلم را تحت مواخذه قرار می دهند  و نهایت  فرهنگسرا تعطیل می شود . کلاس در خانه  یکی از دانش آموزان  برگز ار می شود . سوژه ها  به طرف اعضای خانواده  دانش آموزان سوق داده می شود . پدران  وقتی تصویر کاریکاتور شان  را می بینند فرزندان  را از خانه بیرون می کنند  مادران   وقتی  کاریکاتورشان  را ،با  دماغ های برآمده  و چشم های  وغ کرده شان می بینند   آنهارا عاق می کنند و.... نهایتا  به دلیل حساسیت آدمها خود معلم سوژه  کاریکاتور می شود  دانش  آموزان  تمامی حالات  اورا در کلاس  کاریکاتور می کنند   ابروان شاخکی اش به هنگام  اخم کردن  دندانهای بد ترکیبش  به هنگام  خندیدن  و..... که حتی  خود  معلم  با دیدن  کاریکاتورش  کمی ناراحت می شود  و حتی  اعضای  خانواده اش  از جمله همسر و مادر و  فرزندش   نیز ناراحت می شوند و بی ادبی  شاگردان را بر نمی تابند

داستان " مثل  ماه  شب  چهارده  من " تلنگری است  به  جامعه  انسانی  مملو از  زشتی  رفتارهای  ظاهری  و  باطنی   کاریکاتور   چون  گویای  حقیقت است  .  چون  حقیقت  تلخ  است  کاریکاتور یک آینه شفاف  تمام نماست   کاریکاتور هنر بیان  زشتی ها ی  نهفته و پنهان  ماست   که کاریکاتوریست با   تیز بینی  و دقت نگاهش با کمک  خط و نقطه و رنگ آن را خوب و برجسته  می نمایاند هریک از ما   وقتی  کاریکاتور مان را می بینیم  شوکه  می شویم و با خود می گو ئیم  : راستی این  عیب در من بوده و من  نمی دیدم

در صحنه  عمل،  کاریکاتورها  ، بیشتر  سیاستمداران   و مدیران  را به عنوان   سوژه  انتخاب  می کنند .هنوز که هنوزه، عامه مردم  از این  قاعده  مستثنی  هستند.  نویسنده  مرادی کرمانی، با قلم توانمندش  دراین داستان حس  اعتراض  عامه را دربرابر  مشاهده  کاریکاتورشان ، خوب و تمام عیار به نگارش  در آورده است  .که حس  کنجکاوی خواننده را تا انتهای  داستان  می کشاند  . وقتی به انتهای داستان می رسیم  قلبا نویسنده را به خاطر  ساده نویسی ،انتقال خوب دیدگاه و  حسش درباره  جایگاه کاریکاتور در میان آدمیان را، تحسین  می کنیم .

 خواندن این کتاب به دوستداران ادبیات داستانی  پیشنهاد می گردد