اندر حکایت رمان "بهار 63" نوشته ی نویسنده مجتبا پور محسن     

زندگی با تمام پازل های گونه گونش ، داستانی است تمام عیار ، نقش  نویسنده  نمایاندن  این پازل ها و چگونگی چینش آن است . عشق ، زیبایی ، صداقت  ،خیانت ، محبت،  خساست ، دوست داشتن ، انتقام  ،ریا و تظاهر ....پازلهای خوب و بدی است که  زندگی همه انسانها آمیزه ای  از همه  آنهاست .  داستان بلند بهار63  نویسنده  مجتبا پور محسن، داستان روانکاوی  آدمهاست  پذیرفتن آدمها با حسن و قبح هایی که دارند و در زندگی  خویش تجربه می کنند .  عشق  و خیانت  ، نه تنها عیب نیست  بلکه رویه هم  می شود  . شخصیتهای داستان  از جمله  فرزین  میترا سما  تهمینه  آدمهای منحصر بفرد و  دور از دسترس نیستند  . خوب که بکاویم با ما و در کنار ما زندگی می کنند .اما چرا به هم صادقانه عشق نمی ورزند هم را خالصانه دوست ندارند بخاطر اینکه در جهان نسبیت زندگی می کنیم  همه چیز نسبی است حتی دوست داشتن و دوست نداشتن  نسبیت است که رفتار آدمها را شکل می دهد با نگاه نسبی بودن اعمال  همیشه مارک خوب بودن و بد و بودن را از دست می دهند چه بسا فرزین با عینک نگاهش  ادامه زندگی با تهمینه را وفاداری می داند و تقلا می کند مرد ایده آل او باشد  اما در جایی دلش  هوای  میترا دارد  دل است در برابر جذبه زیبایی  میترا وفاداربودن به تهمینه همسرش را خدشه دار می کند . حتی وقتی سما را بهتراز میترا می یابد، دل در گرو عشق او می بندد  .

رمان بهار 63 عشق های ممنوعه را به تصویر می کشد که از دید عرف و شرع گناه محسوب می شود  نویسنده با زیرکی می خواهد اثبات کند که  وارد شدن به این حیطه ها جز سردرگمی و پریشان حالی  نتیجه ای ندارد . قبول چارچوب هاست که زندگیهارا پایدار و انسان را مجبور به پذیرش وادامه زندگی می کند .

بهار 63 داستان گمشد گی است  هرکسی به وسعت فکر و اندیشه  خویش آمال و آرزویی هایی دارد که برای تحقق آن بایستی  از بسیاری از تابو ها بگذرد  در خیلی از چهره ها بنگرد تا مطلوبش را بیابد . بقول دنوشر ( هرکس گودویی دارد فراخور اندیشه و آمال خویش  )

بهار63 داستان اعتراض است بر روابط مخفی کارانه دنیای آدمها که از صداقت های راستین فاصله دارد همه تظاهر به وفاداری می کنند اما واقعیت خلاف آن است  مولفه ها و رخدادهایی که در لابه لای داستان بروز می کند عنصر خیانت نمود های فراوانی دارد  اما از عشق  صادقانه خبری نیست 

 (من خیانت می کنم  به خودم خیانت می کنم  همه آدمها خیانت می کنند بعد می گردند و برایش دلیل پیدا می کنند اما من به سختی  دلیل پیدا می کنم و به راحتی ردشان می کنم ) 

بهار 63 داستان زندگی  در لحظه است ، دم غنیمت شمردن است ،داستان  اصالت لذت است همه چیز حول اصالت نفع و خودکامگی  فرزین   شخصیت اصلی داستان معنی دار می شود  فرار از رنجی به رنجی فزون تر، بقول  بودای بزرگ( زندگی  رنج است ) دلبستگی به میترا فرار ازسرزنش  های تهمینه است  فرار از دوست نداشتن تهمینه  و بگو مگوهای او است .

(ببیین فرزین جان  تو حق داری  هرکسی باید اون جوری که  دلش می خواد زندگی کنه  من که نمی تونم زور بگم  تو هم نمی تونی و.....)

داستان  با روایتهای مختلف  فرزین را انسان تک بعدی دوستدار کتاب و سینما و فیلم و... زندگی خاص خودش دارد.  مترجمی است که دوست دارد، زنهای  داستان با او همراه شوند  ، بیشتر ناله و نواله های تهمینه از  تنهایی  طلبی   فرزین  و در قید معیارهای معمول زندگی نبودن اوست .

در اواسط داستان از عنوان  پشت جلد کتاب " بهار 63" مطلع می شویم داستانی بافته تخیل راوی که پایانی  غم انگیز دارد

 بهار 63 داستان  انتظار است  مسعود مغازه دار دل به عبور خانم زیبای رویی بسته است که او راآشفته حال نموده و او انتظار روزهایی را می کشد   بار دیگر از جلوی مغازه اش بگذرد  . او همه شهر را زیر پا می گذارد اما اورا نمی یابد . نویسنده با زیرکی تمام می خواهد

بگوید برای آنکه معشوقی   همواره مطلوب و ایده آل است که دور از دسترس باشد .

دریک نگاه کلی  نویسنده پور محسن در  اولین تجربه داستان  نویسی اش   خوب  ظاهر شده است  داستان با نثری روان  و جذاب  از همان صفحات آغازین  مارا به انتهای داستان می کشاند سبک نوشتاری  داستان سبک  شفاف  و بدون مغلق نویسی است  نویسنده  همچون بسیاری  از رمانها  از معرفی بعد  ظاهری فرزین  زنان امتناع ورزیده  تا خود خواننده  به تصویر سازی آدمها ی داستانش  پی ببرد  دیالوگها ی راوی  مارا به تکمیل شخصیت آدمهای داستان  کمک می کند .   

نقد بهار ۶۳در مجله والس ادبی