علی چنگیزی/پرسه زیر درختان تاغ

آدم وقتی می میرد، چقدر معصوم می شود .انگار هیچ کاری نکرده ، زندگی نکرده ،گناه نکرده آدم وقتی یک مرده را می بیند ، زندگی اش بی معنی می شود ،دویدنش بی معنی می شود .عصبانیتش .اصلا آدم بودنش، بی معنی می شود.تمام فکرهاش ،بی معنی می شود، باد هوا می شود گفته هاش .کی می داند، شایدهم، تمام خلقیات و اخلاقش .
(صفحه 69- علی چنگیزی -رمان پرسه زیر درختان تاغ - نشر ثالث)
یادداشتی درباره ی رمان پرسه زیر درختان تاغ به زودی در هرانک منتشر می شود
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم خرداد ۱۳۸۹ ساعت توسط ضيا رشوند
|
هرانک "هرآنک های احساس عاطفه تفکر ونگرش من است "به انسان زندگی جهان و خاطره های زادگاهم .هرچه که می نویسم" هرآنک نوشتنی است" که مرا روزها می گدازاند وقتی نوشته می شوند راحت می شوم . مردالموتی کوله علف بردوش از کوههای سیالان را می مانم بایستی کوله علف تا پشت بام طویله اش ببرساند چه کیفورمی شودمرد الموتی وقتی کوله علف را بر بام طویله اش می گزاردو آخیشی از سر لذت می گوید:آخیش راحت شدم