مرتضی کربلا لویی/ من مجردم خانوم

(آدم همین جوریه .یعنی ممکنه یه وقت هایی نظرش نسبت به همه چی عوض بشه
دلیل خاصی هم نمی خواد داشته باشه من که می گم نمی خواد )
مرتض یکربلایی لو/من مجردم خانوم /انتشارا ت ققنوس
(یادداشت درباره مجموعه داستانی فوق در راه است)
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۸۹ ساعت توسط ضيا رشوند
|
هرانک "هرآنک های احساس عاطفه تفکر ونگرش من است "به انسان زندگی جهان و خاطره های زادگاهم .هرچه که می نویسم" هرآنک نوشتنی است" که مرا روزها می گدازاند وقتی نوشته می شوند راحت می شوم . مردالموتی کوله علف بردوش از کوههای سیالان را می مانم بایستی کوله علف تا پشت بام طویله اش ببرساند چه کیفورمی شودمرد الموتی وقتی کوله علف را بر بام طویله اش می گزاردو آخیشی از سر لذت می گوید:آخیش راحت شدم