حسن محمودی /از چهارده سالگی می ترسم

مجموعه داستان از چهارده سالگی میترسم با هشت داستان «قول و قرار»، «ناخنها و آواز»، «ناخنها و دود»، «سي در»، «حکايت ماريا و مرد غريبه»، «از چهارده سالگي ميترسم»، «ديشب توي باران گم شديم» و «پلههايي که بالا نرفتهام»را در برمیگیرد، روانی نثر و رازگونه بودن داستانها، خواننده را تا انتهای داستان میکشاند.بیشتر داستانهای مجموعه، بجز داستان قول و قرار، بدون دیالوگ هستند. فضاسازی ها و شخصیت پردازیها خوب و تمام عیار است. در این یادداشت به منظور اجتناب از کلیگویی ابتدا به بررسی سه داستان مجموعه میپردازم.
ادامه مطلب در جن و پری
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۸۹ ساعت توسط ضيا رشوند
|
هرانک "هرآنک های احساس عاطفه تفکر ونگرش من است "به انسان زندگی جهان و خاطره های زادگاهم .هرچه که می نویسم" هرآنک نوشتنی است" که مرا روزها می گدازاند وقتی نوشته می شوند راحت می شوم . مردالموتی کوله علف بردوش از کوههای سیالان را می مانم بایستی کوله علف تا پشت بام طویله اش ببرساند چه کیفورمی شودمرد الموتی وقتی کوله علف را بر بام طویله اش می گزاردو آخیشی از سر لذت می گوید:آخیش راحت شدم