مصاحبه با استاد قلی پور
مدتی این مثنوی تاخیر شد البته مصاحبه با استاد قلی پور مدتها پیش دریافت کرده بودم که جا دارد از ایشان به دلیل مشغله کاری و حسن نظرشان تشکر کنم دلیل تاخیر انتشار مصاحبه ایشان بهانه بنده مبنی بر دریافت چند مصاحبه از فرهیختگان الموتی بود که هنوز که هنوزه موفق به دریافت آنها نشده ام . ضمناوبلاگ استاد قلی پور را گازرخان را حتما سر زده اید . خاطرات الموتی ایشان را با جان و دل می خوانم و لذت می برم

با سلام خدمت جنابعالي و ساير عزيزان علاقه مند به منطقه و تشكر از توجه جنابعالي.
1- جهت معرفی ابتدا از خودتان ، زندگی ، کار و تحصیلاتتان برامون بگین ؟
ضمن تاکید بر این نکته که بنده کوچکترین خدمتگزار رودبار الموت و کمترین مردمان آن منطقه می باشم. با وصف این امر، عرایض ذیل را ارائه می نمایم.
من در سال 1339 در خانواده اي در گازرخان رودبار الموت به دنيا آمدم و تحصيلات ابتدايي را در دبستان ثابت گازرخان و راهنمايي را در شهرك و دوره متوسطه را دررشته فرهنگ وادب نظام جديد در دبيرستان حافظ تنكابن گذراندم. سپس فوق ديپلم علوم انساني را در دانشسراي راهنمايي قزوين اخذ نمودم و در سال 1358 در رشته حقوق دانشگاه شهيد بهشتي ( دانشگاه ملي ايران ) پذيرفته شدم و پس از انقلاب فرهنگي در كميته فرهنگي جهاد سازندگي قزوين و تاكستان مشغول به كار شدم، نهايتا در سال 60 دبير مركز آموزشي روستاي هير رودبار شهرستان گرديدم و دو سال در آنجا به تدريس ادامه دادم، ضمن اينكه در آن ايام فعاليت فرهنگي و سياسي نيز داشتم. علي اي حال به صورت لاك پشتي تحصيلات خود را تا مقطع كارشناسي ارشد ادامه دادم و سپس در وزارت آموزش و پرورش و واحدهاي تابعه آن تا كنون در سمت هاي مختلف به ايفاي وظيفه پرداخته ام و از سال 57 به صورت متناوب و از سال 62 به صورت ثابت در تهران سكونت داشته ام.
2- از گازرخان ،گذشته و حالش برامون بگین ؟راستی معنی گازرخان چیست .بعضی ها آن را معادل قصرخان می دانند نظر جنابعالی چیست ؟
گازر با ضمه به جامه شوي سفيدكار گفته مي شود.گازر را به تازي قصار هم مي خوانند. علامه دهخدا گازر را مجازا به معني ماهر و استاد قلمداد نموده است. همچنين عبارتي در لغت نامه دهخدا به شرح " و اين گازر بر لب جويي بزرگ جامه شستي" و همچنين شعري آورده: گه شده او سبزه و من جوي آب، گه شده من گازر و او آفتاب.
همچنين در تذكره الاولياء عطار آمده است:
"... چون برفت احمد جامه به گازر داده بود و برهنه نشسته بود و نتوانست بيرون آمدن."
مضافا شعري به شرح ذيل آمده است:
ما را به گازران ري چه كار- كه جامه را پاك شويند يا ناپاك.
با ملاحظه جميع جوانب و اينكه گازر به تازي قصار خوانده شده امكان اينكه قصرخان خوانده شود دور از ذهن نيست. ليكن اين تلقي كه رختشويان را گازران بنامند و يا ميدان عمومي گازرخان را خانه گازر تلقي كنند؛ و از برآيند خانه گازر و جمع گازران بعيد نيست كه به تدريج به گازرخان و تلفظ كنوني آن در آمده باشد.
3- هر چند وقت به الموت می روید. از پیچ و خم های جاده الموت برامون بگین. بعضی ها شمرده اند ، آمارش را دارید؟
به صورت اتفاقي با يكي از رانندگان بازنشسته شركت واحد تهران عازم الموت گرديديم كه اين راننده محترم وقتي رانندگي مي نمود انصافا از پيچ و خم هاي جاده هراسناك گرديد و گفت تاكنون من در چنين جاده اي رانندگي ننموده ام، البته همانطور كه مي فرماييد پيچ و خم هاي جاده زياد است، ليكن من آن را احصاء ننموده ام.
بديهي است به صورت فصلي و يا برخي اوقات كه مناسبت هايي اقتضا مي نمايد ممكن است در طول ده روز نيز دو بار به الموت بروم.
4- درباره الموت چه کتاب هایی خوانده یا می خوانید؟ آیا به آثار چاپ شده در حوزه الموت تاریخ و فرهنگ الموت کنجکاوید یا نه؟
بنده كتابهاي زيادي خوانده ام كه همه آنها را هم اكنون به خاطر ندارم ، ليكن تاريخ جهانگشاي جويني، كتاب خداوند الموت و كتاب سرزمين و مردم گيل و ديلم ، ميراث اسماعيليه در ايران و قلاع اسماعیلیه و كتاب دوجلدي مينودر كه برخي از اجزاي آن به الموت مربوط است و بخشي از تاريخ تمدن ويل دورانت در گذشته اي نه چندان دور خوانده ام و كلا به هرگونه نوشته اي در رابطه با الموت حساس بوده و سعي مينمايم كه آن را بخوانم. البته در حد وقتي كه توفيق آن را پيدا نمايم.
5- - به نظر جنابعالی برای توسعه همه جانبه الموت ، توسعه ای که همه اقوام و آبادی ها ی الموت بطور متوازن منتفع شوند ، چه پیشنهاد و راهکاری دارین ؟
براي توسعه الموت انجمن توسعه و عمران الموت كه از سوي تعدادي از عزيزان فرهيخته توليت مي گردد مي تواند راهكار مفيدي باشد، و همچنين جاده اي كه به سمت شمال در شرف احداث مي باشد و تا پايان سال مالي 90 ان شاءا... به اتمام خواهد رسيد مي تواند به توسعه الموت بينجامد و بسياري از طرفيت ها را كه منطقه واجد آن مي باشد فعال نموده و ضمن اينكه منطقه از بن بست خارج مي گردد ، مي تواند تحول همه جانبه اي را در اين حوزه ايجاد نمايد.همچنين مراكز توليدي ، فرهنگي و سياحتي كه منطقه به صورت همه جانبه از پيشينه هاي موثر و مواريث كهن در اين خصوص برخوردار است، مي تواند راهگشا و كارساز بوده و چنانچه مهاجرت و روند جابجايي جمعيت كه تاكنون وجود داشته به شكل معكوس در آيد و با عنايت به مصوبه هيئت محترم وزيران كه منطقه قزوين و توابع آن در قطب صنعتي و گردشگري در آمايش سرزمين پيش بيني نموده اند، چنانچه به اراضي رها شده رويكردي بشود، طبيعتا وضع منطقه در همه شئون متحول خواهد شد، و به دوران طلايي خود نزديك مي گردد.
6- یک خاطره الموتی برامون بگین ، خاطره ای که همیشه دوست دارید و از تکرارش لذت می برید؟
در زمان هاي قديم يكي از اهالي روستاهاي مجاور گازرخان در صدد تصاحب بخشي از اراضي ديم محاذي روستاي گازرخان بوده كه ايشان مقداري از خاك روستاي خود را در داخل كفش خود قرار مي دهد و در مقام منازعه و دعوا در مواجهه با بزرگان گازرخان قسم مي خورد كه اين خاكي كه زير پاي من است متعلق به روستاي من مي باشد؛ كه البته سوگندش صحيح ، ليكن از نظر شرع مبين اسلام حيله شرعي تلقي مي گردد. كه البته اينجانب در اين منازعه نبوده ام و بزرگان و معمرين اين قصه را نقل نموده اند.
7- - چند شخصیت علمی و فرهنگی الموتی که درداخل یا خارج کشور هستند را نام ببرید ممنون می شوم
استاد علي موسوي گرمارودي، آقاي يعقوب يعقوبي شترخاني، حاج آقا مرادعلي ملايي توانا، آقاي دكتر علي نجفي، آقاي دكتر علي قرباني، آقاي كريم و قدرت توانا و ساير عزيزان.
8- تابستان الموت را بهتر می پسندید یا بهار الموت را؟
به قول مولانا :
عاشقم بر قهر و بر لطفش به جد اي عجب من عاشق اين هر دو ضد
ولي هيچ چيزي جاي بهار را نمي گيرد.
9- یک ضرب المثل الموتی یا گازرخانی ؟
اگه يار منه خواه بو ايجه تا مازندران يه چاشت راه بو
10- - نسبت به واژه های زیر احسا س تان را بفرمایین؟
گزادشت: امامزاده محمود، درخت تا دانه آن و شكوفه هاي گيلاس
گازرخان : بلنديهاي بادگير
نودر : برهوت و انتهاي زمين
هودکان : محل آسياب بادي
کیا باغ : باغ خير و شر
قلعه الموت : بام دنيا
حسن صباح : داعي و فرمانده فداييان مطلق
بزرگ امید : تابع شريعت و ثبات اسماعيليه
شاهرود : رودخانه مرموز
سیالان : خط الراس الموت و تنكابن
لمسر : تبريز اسماعيليه
11- - راه الموت – تنکابن و رازمیان – رودسر را فقط از منظر توسعه الموت و تخریب زیست محیطی چگونه تحلیل می کنید؟
نظر اينجانب در رابطه با راه الموت فوقا اعلام گرديد و مخصوصا جاده اي كه بعد از نيروگاه برق شهيد رجايي قزوين به شهرك و پيج بن تا تنكابن استمرار مي يابد، يك فرصت تاريخي را براي توسعه و تحول همه جانبه در اختيار ساكنين قرار مي دهد و راه رازميان به شمال نيز اگر در كنترل وزارت راه و شهرسازي قرار گيرد، يقينا تحول جدي را براي منطقه رودبار شهرستان در بر خواهد داشت.هرچند كه اقدامات عمراني به تخريب بخشي از محيط مي پردازد، ليكن به قول" امه سزر"، متفكر آمريكاي لاتين، همه چيز بايد در خدمت انسان باشد و اگر اندكي آثار مخرب زيست محيطي نيز در گرو احداث جاده باشد ارزش آن را دارد كه مردم منطقه با گشوده شدن بن بست الموت از هر حيث از مواهب طبيعي بهره مند گردند وضرورت ارتقائ سطح زندگي ساكنين شريف رودبار الموت از اوجب واجبات است ، يقينا شايستگي مردم منطقه بيش از حد مطروحه مي باشد.
12- - به عنوان یک الموتی چه کتابی را به کسانی که الموت را نمی شناسند معرفی می کنید. چرا؟
كتاب دو جلدي مينودر، كتاب تاريخ جهانگشاي جويني، كتاب خداوند الموت ، كتاب سرزمين و مردم گيل و ديلم ، ميراث اسماعيليه در ايران .
13- - چه کسی را برای مصاحبه ی بعدی پیشنهاد می کنید. به نظرجنابعالی برای اینکه مصاحبه ها موثر واقع شود چه پیشنهادی دارین
بنده آقاي يعقوب يعقوبي شترخاني كه در فصل تابستان نيز امكان دسترسي چهره به چهره ي جنابعالي در شترخان با ايشان مقدور مي باشد پيشنهاد مي نمايم.
باتشکر ازجنابعالی و قبول مصاحبه - علی رشوند
هرانک "هرآنک های احساس عاطفه تفکر ونگرش من است "به انسان زندگی جهان و خاطره های زادگاهم .هرچه که می نویسم" هرآنک نوشتنی است" که مرا روزها می گدازاند وقتی نوشته می شوند راحت می شوم . مردالموتی کوله علف بردوش از کوههای سیالان را می مانم بایستی کوله علف تا پشت بام طویله اش ببرساند چه کیفورمی شودمرد الموتی وقتی کوله علف را بر بام طویله اش می گزاردو آخیشی از سر لذت می گوید:آخیش راحت شدم