من برف را بیشتر از باران دوست دارم.

باران شتاب زده است .صبر و قرار ندارد .زودی می خواهد برود .اما  برف متین است و آرام.مهمانی است که آمده است بماند .برف با وقار است . هدیه پاک آسمانی است ..برف  شادی آفرین است  . چقدر آدمها  ها با برف خاطره دارند .خاطره های خوب و بد .بدها یش کم اند و  خوب هایش بسیار بسیار

باران که می بارد واکنش عابران   دیدنی  است .چتری برسرمی کنند .زیر طاق و  شیروانی خانه ای کز می کنند تا باران تمام شود .به راه خویش ادامه دهند .باران از پشت پنجره دیدنی است اما نه به اندازه برف .ریزش  پرک های برف چقدر زیباست .چه چرخی می خورند .سقوط نیست  رقص دواری  است. چرخ چرخ چرخ .....تا آرام بربستر زمین بنشیند . 

 برف که می بارد .عابر ان با برف همراه می شوند . بندرت دربرف چترهابرسر  علم می شوند .دوست دارند برف آلود بروند بروند بروند  ... 

برف  شور شادی و هیجان با خود می آورد  کسی خانه نمی ماند فرقی  نمی کند بزرگترها وکوچکترهامی روند حیاط خانه  برف بازی و سرسره بازی می کنند .آدمک برفی برپا می کنند چه کیفی دارد برف بازی؟! چه هیجانی دارد برف؟! .نمی دانی چقدربرف را دوست دارم ؟.نمی دانی چه احساسی دربرابربرف دارم؟ کسی چه می داند من از برف چه ها می فهمم .

 برف ، اسپینا ، دنوشر