شعر/ح- خیری
دانه دانه های برف را احساس کردی
حرف دل خویش را بی ریا اشکار کردی
دل هرانکی و الموتی را شاد کردی
باران نعمت و برف را برکت ما نشان دادی
با قلم خویش قصه های مردمانرا گویا کردی
ننه سوگل و حاجی چه چی را از نو یاد کردی
با این کار روح هرانکیان را تو شاد کردی
تا بود روزگار وبلاک هرانک را پاس بدار
شاعر :حشمت الله خیری
*ممنون از هم ولایتی گرامی و اظهار محبت شان
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۱ ساعت توسط ضيا رشوند
|
هرانک "هرآنک های احساس عاطفه تفکر ونگرش من است "به انسان زندگی جهان و خاطره های زادگاهم .هرچه که می نویسم" هرآنک نوشتنی است" که مرا روزها می گدازاند وقتی نوشته می شوند راحت می شوم . مردالموتی کوله علف بردوش از کوههای سیالان را می مانم بایستی کوله علف تا پشت بام طویله اش ببرساند چه کیفورمی شودمرد الموتی وقتی کوله علف را بر بام طویله اش می گزاردو آخیشی از سر لذت می گوید:آخیش راحت شدم