روستایی از زاویه دیگر
محیط روستایی الموت اقتضائات خاص خودرا دارد . ازیک طرف مزرعه است و باغ و شالیزار وکارهای متنوع کشاورزی .ازطرفی دامداری وحیوان داری با مشغله خاص خودش .یک روستایی خرده مالک برای گذران زندگی خویش بایستی حداقل یک گاو شیرده (جهت شیر )یک گاو نر( برای شخم زدن )یک الاغ یا قاطر برای (باربری ،حمل باردم دستی هیزم علف )تعدادی مرغ و خروس مرغابی چندراس بزو گوسفند(برای رفع احتیاجات شیر وپشم و گوشت )بایستی داشته باشد . انسان روستایی درتعامل زندگی روستایی خود با حیوانات اخلاق را رعایت می کند . از آنها سوء استفاده نمی کند .به نوعی هوای آنهارا دارد . یکی از اهالی می گفت : هر صاحب مال (حیوان )بایستی یک روز درمیان بار خودش را به حیوانش نشان بدهد چراکه دل حیوان واسه صاحبش تنگ می شود .بخصوص اگر مسافرت می رود زیاد درازا نکشد که برای حیوانات سخت می گذرد .
هرانک "هرآنک های احساس عاطفه تفکر ونگرش من است "به انسان زندگی جهان و خاطره های زادگاهم .هرچه که می نویسم" هرآنک نوشتنی است" که مرا روزها می گدازاند وقتی نوشته می شوند راحت می شوم . مردالموتی کوله علف بردوش از کوههای سیالان را می مانم بایستی کوله علف تا پشت بام طویله اش ببرساند چه کیفورمی شودمرد الموتی وقتی کوله علف را بر بام طویله اش می گزاردو آخیشی از سر لذت می گوید:آخیش راحت شدم