ازکتابی براتون صحبت می کنم    هرکسی از این جور کتابها دارد.کتاب خاص نیست .ازهرنوعی می تواند باشد کتابی که همیشه همراهت هست . همیشه گوشه کیفت  ، سمت چپ میزمطالعه ات جای اون محفوظه  . وقتی سرگرم مطالعه جدی می شوی   همراهت هست . وقتی زندگی برات گرفتاری میاره بازم کنارت    تو  جیب پالتوت  هست .    هر روز  زندگیت تورقی بهش داری  .وقتی  جمله ی صفحه ای  تصنیفی نظریه ای  بیتی  شعری ازش می خوانی کیفور می شوی .مست مست  می شوی انرزیت دوچندان می شود .بعد توهستی وزندگی و اندیشه و این کتاب و کتابها که به شماره انگشتان دستت نمی رسد . من این کتابهارا کتابهای "کتابهای دم دستی " می نامم .اینها  آقاترین و خانم ترین کتابای من هستند .چقدر خاضع ومملو از سکوت و حرفند .چقدر ازشان می آموزم .چقدر   روزهارا ،شب ها را برایم تحمل برانگیز کرده اند .اگر نبودند .وای نمی توانم نبودنشان تصور کنم . درمیان این کتابای دم دستی "رباعیات خیام "ازهمه دم دستی تراست .چقدر روح و ذهن و فکر ناب ایرانی دراین کتاب  موج می زند .